|
" بیجار= بایجار"
بیجار گروس در سال 1325 هجری شمسی، همزمان با شکست « فرقه دموکرات آزربایجان» و تشدید فشارهای حکومت پهلوی ملعون به مردم آزربایجان و شدت یافتن اعمال استعماری علیه آزربایجان عزیز، از استان چهارم « آزربایجان غربی» منفک گردیده و به استان همدان واگذار گردید و نهایتاْ در 1337 با تشکیل استان کردستان به این استان ضمیمه شد و این در حالیست که با بررسی تاریخی مشخص می گردد که این منطقه همواره جزو آزربایجان بوده است. هم اکنون بیش از 60 درصد مردم شهرستان بیجار گروس به زبان ترکی آزربایجانی تکلم می کنند. وجه تسمیه"بای جار= بیجار": Baycar در برخی از کتب درسی جغرافیا در خصوص وجه تسمیه بیجار گروس چنین آمده است: شبی ناصر الدین شاه قاجار در بیجار بوده است. قرار بود که فردای آن شب امر مهم یا حرف مهمی را به مردم بیجار بگوید ولی قبل از اینکه جارچی در شهر جار بزند مردم بیجار می فهمند به همین خاطر از این زمان به بعد این شهر را "بی جار= بدون جار" بیجار نامیدند. به نظر شما اینگونه وجه تسمیه ها چه قدر پایه علمی و تاریخی دارد؟ تا چه اندازه مستند و مستدل می باشد؟ اصلا تا چه اندازه صحت دارد؟ دلیل آوردن اینگونه وجه تسمیه ها در خصوص بیجار چیست که اکنون نیز اکثریت مردم این منطقه این وجه تسمیه را در مورد شهرشان پذیرفته اند؟ مگر تا زمان ناصر الدین شاه این شهر بدون اسم بوده است؟ و یا اینکه همان شب این شهر به وجود آمده است؟ چه قضایایی در خصوص وجه تسمیه برخی از شهرهای ایران نهایتا آزربایجان وجود دارد و از کجا و با چه تفکرات و سیاست هایی نشات می گیرد؟ مگر می شود در خصوص بیجار که بیش از 5 هزار سال قدمت دارد اینگونه ساده لوحانه و عوام فریبانه استدلال کرد؟ وجه تسمیه آورد؟ آیا اینگونه وجه تسمیه ها سطحی و از روی نادانی و نوعی تجاهل العارف نیست و دهها سوال دیگر... "بای جار= بی جار= بیجار"، علی رغم تمام وجه تسمیه هایی که در کتب تاریخی تحریف شده و مجعول که متاسفانه از منابع درسی و تحقیقی در ایران نیز محسوب می شود یک کلمه ای کاملا ترکی می باشد که از دو عنصر"بای= بی،گرفته شده از بیک" به معنای ثروتمند و قدرتمند و همچنین "جار" به عنوان پسوند مکان ساز در ادبیات ترکی استفاده می شود و در کل "بای جار = بی جار" به معنای محل سکونت مردمان قدرتمند و ثروتمند و مرد ثرتمند می باشد در مقابل کلمه "قای دار = قیدار" که یکی از شهرستانهای استان زنجان و همسایه "بای جار = بیجار"می باشد. البته در مورد این شهر وجه تسمیه های سطحی دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه قبلا بیدزار بوده که این ترکیب به مرور زمان تبدیل به بیجار شده است که جای تامل و تدقیق و تحقیق نیز دارد.
"بای جار = قای دار" = بیجار- قیدار در این که، بیجار گروس یک منطقه ای با قدمت دیرینه و دارای تاریخ و تمدنی کهنی مثل همسایه خودش "قای دار = قیدار" باشد هیچ شکی نیست و در این خصوص هم نیازی به تکرار مکررات نیست، اما بهتر است که در خصوص ریشه کلمه بیجار از زوایه دیگری بدون هر گونه تعصبات قومی و نژادی تحقیق و نگریسته شود تا زوایای پنهان تاریخ و تمدن این منطقه از پشت ابرهای تحریف و گردوغبار تجعیل و دروغ سازی خود را نمایان سازد. در این نوشته سعی شده است که به "بای جار = بیجار" به عنوان اسم شخص و فرد نگریسته شود جهت ایضاح مطلب در این نگاشته ما از شهری به نام قیدار در تلفظ محلی"قایدار= قای دار" که در 90 کیلومتری بیجار گروس قرار دارد و با نام دیگر"خدابنده" نیز شناخته می شود استفاده کنیم. فلذا قبل از پرداختن به بیجار در خصوص ریشه تاریخی و باستانی کلمه "قایدار = قیدار" که بی ارتباط با"بای جار= بیجار"(از نظر راقم این سطور) نیست، صحبت می شود. طبق فرهنگ ترکی فارسی شاهمرسی و براساس یافته های زبانشناسی کلمه ترکی "قیدار" در تلفظ محلی به نام"قای دار= قایدار" از کلمه "قایت یا قیت" و یا کلمه "قیدا،قید" به معنای مایه و پسوند "ار" که از پسوند های ترکی می باشد تشکیل شده است.بدین صورت که: کلمه "قیت و قید" به معنای کمبود،نایاب،دور از دسترس،نادر،کمیاب و پسوند "ار" نیز به معنای قهرمان،مالک،صاحب،توانمند و دارنده می باشد. پس کلمه قیدار و قیتار نیز به معنای قهرمان نایاب، قهرمان دور از دسترس، قهرمان نادر و قهرمان کمیاب می باشد. با توجه به این که دو حرف(ت و د) در تلفظ ترکی قریب المخرج بوده و ترکها نیز در بسیاری از موارد حرف "ت" را به جای "د" و حرف "د" را به جای" ت" نیز استفاده می کنند مانند(دوتدو/ توتدو) و از طرف دیگر پسوند "ار" دربسیاری از کلمات ترکی نیز استفاده شده است مانند"ارسلان" که ترکیبی از پیشوند"ار" به معنی قهرمان" و کلمه "آسلان به معنی شیر"؛ و یا ار+ دالان = اردلان و... در دستور و زبان ادبیات ترکی اگر حرف"ت" میان دو مصوت قرار گیرد به صورت"د" تلفظ می شود مانند "ائشیت" به معنی فعل امر بشنو که اسم فعل آن به صورت "ائشیدن" تلفظ می گردد. در کلمه "قئیتار" نیز چون حرف"ت" میان دو مصوت:ِ "ئی" و "ا" قرار گرفته به حرف"د" تبدیل می شود یعنی "قیتار" به صورت"قیدار" همچنین در کتاب"پیامبران سرزمین ما" تالیف آقای عباس صالح مدرسه ای در خصوص حضرت قیدار نبی(ع) و نام شهر قیدار آمده است: حضرت اسماعیل 12 پسر داشت که بزرگترین آنان حضرت قیدار به معنی سیاهپوست است و پس از وفات حضرت اسماعیل در 130 سالگی قیدار جانشین پدر شد و مردم را به توحید دعوت کرد. این حضرت به گفته علامه مجلسی، جد سی ام حضرت رسول است. مرقدش در شهرستان خدابنده(قیدار نبی) و زیر نظر اوقاف و امور خیریه این شهرستان اداره می شود.
و اما "بای جار= بیجار": در فرهنگ فارسی حسن عمید از "بای" به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای مالدار و ثروتمند و همچنین از "بی – گرفته شده از بیگ" (نه در جایگاه ادات نفی و به معنای بدون) به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای امیر ، بزرگ و سرور ذکر شده است و همچنین در فرهنگ مذکور از پسوند "جار" نیز به عنوان یکی از پسوند های ترکی در معنای های جار زدن، فریاد، و چلچراغ یاد شده است. در فرهنگ های ترکی فارسی و فارسی ترکی شاهمرسی و همچنین فرهنگ لغت روز سخن نیز با معنای های مشابه هم ذکر مطلب شده است.از جمله در فرهنگ لغت ترکی- فارسی شاهمرسی اینچنین آمده است:"بای" کلمه ای ترکی به معنای بزرگ و امیر و "جار" نیز به معنای یاری دهنده، هم سوگند، نگهبان و در کل کلمه "بای جار" در معنای سرزمین مردمان ثرتمند، مردان بزرگ، محل سکونت انسانهای مالدار،مرد یاری دهنده و مرد ثروتمند آمده است. همچنین در فرهنگ لغت مذکور "بای جار= بیجار" را مرکب از دو کلمه"بیج + ار" دانسته که بیج" به معنای جوانه کنده درخت،پاجوش درخت، شاخه ای که از همان درخت در پایش می روید و می توان آن را جدا کرد و در جای دیگری کاشت و پسوند "ار" که به معنای قهرمان و اصیل و شجاع، که در این صورت می توان "بیجار= بیج+ ار" را به عنوان یک درخت کهن و اصیل و ریشه دار و درخت قهرمان(نماد یک انسان شجاع و قهرمان و ثروتمند) معنا کرد.
از جمله معنای های دیگری که می توان برای "بای جار= بیجار" در نظر گرفت: Ø به عنوان یک اسم ترکی، برگرفته از نام يكي از فرماندهان دوره امپراتوري تركي سلجوقي و به معني شخص قدرتمند و ثروتمند Ø بیجار مرکب از دو کلمه "بای = بی" و "جار" که جار در معنای گیاهی به نام "خر زهره" و "بای" هم که معنای آن ذکر شده است که به صورت تلویحی می تواند در معنای گیاه پر شاخ و برگ(نماد مرد قدرتمند و مالدار) به کار رود. Ø با توجه به اینکه بیجار گروس به عنوان انبار غله ایران شناخته شده است و بیشترین تولید گندم کردستان مختص بیجار گروس می باشد و همچنین با توجه به گندمزار بودن و گندم خیز بودن این منطقه می توان در همین راستا وجه تسمیه دیگری با تکیه بر ترکی بودن ریشه کلمه بیجار در نظر گرفت بدینصورت: کلمه بیجار برگرفته شده از ترکیب ترکی "بوغدا جار" که این ترکیب در طی ادوار مختلف تلفظ محلی، تبدیل به "بوجار" و نهایتا بیجار شده است. با توجه به اینکه تلفظ حرف حلقی"غ" در ترکی در بیشتر اوقات به صورت خفیف تلفظ می شود و حتی در پاره ای موارد نیز ظاهرا از کلمه حذف می شود و همچنین با توجه به همجواری حرف"غ" با"د" که با نوک زبان تلفظ می شود و غلبه تلفظ غلیظ حرف"د" بر تلفظ حرف"غ" و آمدن مصوت بلند "ا" پس از "د" منجر به تلفظ خفیف حرف"غ" و استعلای "د" بر آن شده است، یعنی "بوغدا جار" با تلفظ خفیف "غ" در زبان مردم و همچنین با توجه به قرار گرفتن حرف"د" ما بین دو مصوت بلند و حذف آن از فرم اصلی و ظاهری کلمه، به صورت "بوجار" و نهایتا "بیجار" در آمده است. این تغییر و تحول در فرم و ظاهر کلمه "بوغداجار" شاید برای غیر ترک ها کمی سنگین باشد ولی در کنش و واکنش های زبان ترکی و لهجه های مختلف آن، این عملیات تغییر و تحول تدریجی به مرور زمان در خصوص پاره ای از کلمات اتفاق می افتد کمه تعداد آنها هم کم نیست. ................................................................................... دوستان محترم! آیا؟ * به نظر شما این احتمال وجود ندارد که "بای جار= بیجار" به عنوان نام شخصی و فردی باشد منتسب به حضرت"قای دار یا قای تار یا قیدار یا قی تار" نسبتی همچون دو تا برادر و یا ... با توجه به نزدیکی دو شهر به همدیگر و مشابهت نام این دو شهر که مردمان آن دارای اشترکات زبانی، قومی، فرهنگی، نژادی، تاریخی و... می باشند. و همچنین با در نظر گرفتن این مطلب که پیامبرانی چون حیقوق نبی در تویسرکان، دانیال نبی در شوش و سایر پیامبرانی که در همدان و قزوین و سایر شهرهای نزدیک به قیدار در زمان های نزدیک به هم سکونت داشته و در همانجا نیز مدفون شده اند مانند قیدار نبی در شهر قیدار . با توجه به اینکه بساری از پیامبران بنی اسرائیل 1500 سال پیش از میلاد به خاطر ظلم و ستم و شکنجه های حاکمان زمان خود مجبور به مهاجرت به سوی فلات ایران شده و در غرب و شمالغرب ایران سکنی گزیده و مدفون شده اند ** دوستان بزرگوار به نظر شما آیا "بیجار" بر گرفته شده از ترکیب"بوغدا جار" که به مرور زمان تبدیل به "بوجار" و نهایتا بیجار شده، نیست؟ *** آیا بیجار مرکب از (بیج + ار) به معنای درخت قهرمان نیست؟ **** آیا عاقلانه هست که بپذیریم بیجار گروس تا زمان ناصر الدین شاه قاجار بدون اسم بوده و در این زمان نامگذاری شده است آنهم یک شبه و به صورت "بی جار" به معنای بدون جار؛ و یا اینکه دارای اسم دیگری بوده ولی یکدفعه از صحفه متون تاریخی حذف و دیگر هیچ نام و نشانی و ردپایی از آن نیست، به نظر شما این استدلال منطقی هست؟ ***** آیا شما دوستان بزرگوار و فهیم قبول دارید که در وجه تسمیه و تغییر نام بسیاری از شهرهای باستانی، روستاها، کوهها، رودها، دریاچه ها، آثار تاریخی و حتی نام خیابانها و کوچه های شهرهای ایران در طول رژیم منحوس پهلوی سیاست های خصمانه و خائنانه و نژادپرستانه در راستای تحریف تاریخ ایران باستان و جعل و دروغ سازی تاریخی تاثیرگذار بوده است؟
....................................................................... نوشته شده توسط : خلیل مختاری نیا ....................................................................... منابع: ü فرهنگ فارسی، حسن عمید، چاپ اول سال 1389، انتشارات بهنود ü فرهنگ لغت فارسی شاهمرسی، پرویز زارع شاهمرسی، نشر اختر تبریز، چاپ اول سال، 1388 ü فرهنگ لغت ترکی فارسی ترکی شاهمرسی، پروز زارع شاهمرسی، نشر اختر تبریز، انتشارات آناس، چاپ دوم، 1388 ü فرهنگ (اعلام)فرهنگ روز سخن، دکتر حسن انوری،چاپ هفتم، سال 1389، انتشارات سخن ü پیامبران سرزمین ما، صالح مدرسه ای عباس، انتشارات در راه حق، سازمان اوقاف و امور خیریه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:39  توسط khalil mokhtarinia
|
|